شاید تصور کنید که “اکنون” تصمیم گرفته اید که این مقاله را بخوانید، اما در حقیقت مغز شما این تصمیم را قبل از اینکه شما خبر داشته باشید گرفته است! در تحقیق منتشر شده در nature neuroscience ، محققین با استفاده از اسکنر های مغز، توانستند تصمیم های افراد را 7 ثانیه قبل از اینکه خود آن افراد از تصمیم شان آگاه شوند، پیش بینی کنند. تحقیقات این را که فرد از دست راست یا چپ خود، برای فشار دادن دکمه ای استفاده می کند، بررسی می کرد، که البته این آزمایش ممکن است معرف انتخاب های پیچیده ترمان که بیشتر به حس خود- جهت دهی مربوط می شود، نباشد. صرف نظر از اینها، این یافته ها سوالی بنیادی در رابطه با ماهیتِ “خود” و “خودمختاری” بر می انگیزد. اینکه پس چگونه ما از نیروی “اختیار” برخوردار هستیم؟ آیا انتخاب آگاهانه صرفا یک توهم است؟
John-Dylan Haynes دانشمند عصب- شناس از موسسه Max Planck می گوید: “تصمیمات شما به شدت توسط فعالیت مغزی تان آماده می شوند، هنگامی که هشیاری تان از آن آگاه میشود، بیشترِ آن عمل خاص، از قبل انجام شده است” Haynes آزمایش کلاسیک و معروف Benjamin libet را بروزرسانی کرده است، آزمایشی که در آن libet نشان داد که نواحی از مغز که مربوط به حرکت دادن بخش هایی از بدن است، (motor activity) کسری از ثانیه زودتر (از اینکه خود فرد آن عمل را انتخاب کرده باشد) الکترون های متناظر با آن رفتار را در امتداد آن نورون های خاص مغزی شلیک می کند. تحقیقات بعدی تئوری libet را حمایت می کرد، (اینکه فعالیت های ناخودآگاه مقدم تر از فعالیت های خودآگاه هستند، و در حقیقت فعالیت های خودآگاه را تعیین می کنند) ، اما هیچکدام از این تحقیقات آنگونه که تحقیقات haynes اثبات کرده است، چنین فاصله بزرگ 7 ثانیه ای را بین یک تصمیم و لحظه آگاه شدن از آن تصمیم ، نیافته بودند. درست 7 ثانیه قبل از اینکه افراد شرکت کننده در آزمایش Haynes انتخاب کنند که دکمه ای را فشار دهند، فعالیت در بخش frontopolar cortex تغییر کرد، ناحیه ای از مغز که به تصمیم گیری سطح بالا مربوط میشود. و به سرعت بعد از آن فعالیت به بخش parietal cortex جابجا شد، ناحیه ای که مربوط به ادغام و همزمانی حواس می شود. تیم تحقیقاتی Haynes جابجایی این الگوهای نورونی را با استفاده از دستگاه FMRI تحت نظارت قرار دادند.
هنگامی که نتایج آزمایش را بررسی کردند، الگوها به گونه ای با ثبات این را که افراد شرکت کننده از دست راست یا چپ خود برای فشار دادن دکمه استفاده کردند را پیش بینی نمود، انتخابی که برای شرکت کنندگان مانند یک عملی که نتیجه یک اندیشه آگاهانه بود، جلوه می کرد. نتایج این تحقیقات، برای آنهایی که خود را صاحب نیروی اراده آزاد (اختیار) می پنداشتند، گیج کننده بود.توضیحات همچنان باقی می مانند، و در را همچنان برای “نیروی اختیار” باز نگه می دارند. به عنوان مثال این آزمایش بازتاب مکانیسم ذهنی برای تصمیمات پیچیده تر نیست.Haynes میگوید: البته این آزمایش نمی تواند به خوبی بازتاب دهنده تصمیماتی که ما در زندگی واقعی مان میگیریم، مانند خریدن یک خانه، یا انتخاب یک شغل باشد. اما شاید نیروی اختیار در لحظه آخر وارد می شود، و به نوعی به فرد اجازه می دهد، تا تصمیم ناخودآگاه خود را تغییر دهد.Haynes می گوید : “ما نمی توانیم آمدن اختیار را در این لحظه آخر غیر ممکن بدانیم ، اما من گمان نمی کنم، که این محتمل باشد” این نامحتمل بودن، موجب آزرده شدن Haynes نمی شود. Haynes می افزاید: ” این به این معنی نیست که شما مانند یک رباط هستید. فعالیت مغزی تان مفهوم فیزیولوژیکی است که در آن شخصیت و آرزوها و خواسته هایتان عملکرد دارد”
Mark hallet دانشمند عصب شناس از موسسه ملی سلامت می گوید : افرادی که بخاطر رد وجود نیروی اختیار در حالت ابهام هستند، پتانسیل غیر واقعی بودن “نیروی اختیار” را حس می کنند، که ریشه در مفهوم اشتباه “خود” به عنوان موجودی جدا از مغز را دارد. Hallet می گوید : “این دقیقا مانند همان عبارت هشیاری از بدن جدا است، می باشد، و من گمان نمی کنم، که کسی واقعا آن را باور کند” Hallet شک دارد که نیروی اختیار به عنوان یک نیروی جدا و مستقل وجود داشته باشد. وی می گوید: اگر چنین باشد، هنوز ما آن را نیافته ایم، اما خوشحال هستیم که جستجو را ادامه می دهیم.
 

nature neuroscience، مغز، حقیقت های مغزی، اسکن مغز

در حقیقت، بشر با شکل دادن شخصیت و هویت خود (در لحظه) است، که “تابع زمان” را برنامه ریزی می کند، یعنی نه فقط تصمیم ها و انتخاب های آینده تان بلکه تمام اتفاق هایی که در آینده برایتان رخ می دهد، نشئت گرفته از آن نوع و نحوه ایست که هویت خود را (با استفاده از نیروی اختیار) در لحظه رقم می زنید. بنابراین “کیفیت بودن تان در لحظه” بسیار حائز اهمیت است. به عبارت دیگر ، شما با افکار و احساسات خود ، (در هر لحظه از زندگی تان) در حال کدبندی کردن (Encode) “هوش ناخودآگاه فردی” و “هوش ناخودآگاه جمعی” هستید، هوش ناخودآگاه جمعی که “بستر انرژیایی” تمام اتفاقاتی است که پدید می آید. تمام ابعادِ واقعیت بیرونی که شاهد آن هستید، قبل از پدید آمدن در جهان فیزیکی ، ابتدا در نوعی بستر انرژیایی (کوانتومی) وجود دارند ، که توسط افکار و احساسات جمعی بشر شکل می گیرند. در حقیقت ما خود نیز، در کنار خالق برتر (supreme creator) در حال هم- خلقی (co-create) واقعیت بیرونی زندگی مان هستیم، که البته این هم- خلقی (co-creation) ماهیتی ناخودآگاه دارد، و بشر هنوز از تاثیر افکار و احساسات خود، در خلق ِ واقعیت بیرونی آگاه نیست.