چالش بسیاری از برندها چگونگی ایجاد جرقه‌ی یک رابطه احساسی و حفظ و ادامه‌ی آن ارتباط به نحو احسن و پایدار و سودآور است. حال چگونه می‌توان این ارتباط بادوام و نیز ارزش‌آفرین را ایجاد کرد؟ پاسخ را در ادامه می‌خوانیم.

در اين مقاله به منظور ارائه راهكار براي موفقيت مديران بازاريابي در دستيابي به اهداف نام تجاري(Brand ) و همچنين اثربخشي تلاشهايي (از قبيل موضع‌يابي، تبليغات و ...) كه در جهت ارتقاي ارزش برند. (نام تجاري) صورت مي‌گيرد، مفهوم مديريت نام تجاري در مؤسسات توليدي را مطرح كرده‌ايم. مديريت نام تجاري در مجموع تلاش دارد تا با هدف‌گذاري، برنامه‌ريزي، اجرا و كنترل، براي نام تجاري ايجاد ارزش كند و سپس در جهت حفظ و ارتقاي ارزش آن بكوشد. در اين مقاله، با ديدگاه بلند‌مدت و راهبردي به ارائه شيوة مديريت نام تجاري پرداخته‌ايم.
در ابتدا معيارهايي را براي تعريف ارزشهاي هسته‌اي نام تجاري و چگونگي خلق يك نام تجاري منسجم ارائه كرده‌ايم و سپس با بيان معيارهايي كه مصرف‌كنندگان با آن نام تجاري را ارزيابي مي‌كنند، لزوم انجام تحقيقات بازار را خاطر نشان ساخته‌ايم. در اين تحقيقات، صفاتي را كه مورد توجه مصرف‌كنندگان در مورد هر كدام از معيارها است، شناسايي مي‌كنيم و با استفاده از اين صفات و درجه‌بندي آنها توسط مصرف‌كنندگان، ارزيابي ذهني ايشان را از نام تجاري شناسايي كرده و با استفاده از چارچوبي كه بر اين معيارها استوار است، راهبرد‌هايي متناسب با موقعيتهاي مختلف هر نام تجاري ارائه كرده‌ايم. با انتخاب يك راهبرد و اجراي آن نوبت به ارزيابي و ارائه بازخورد براي كنترل و اصلاح مي‌رسد. معيارهايي را براي اين كار ارائه كرده‌ايم كه مي‌توانند در ارزيابي عملكرد نام تجاري ما را ياري دهند.

نام تجاری دقیقا چیست؟ یک راهنمایی: منظور از نام تجاری یا پیام های تبلیغاتی یک شرکت نیست؛ زیرا نشان های تجاری و یا تبلغات، مواردی هستند که از سوی خود شرکت ها اداره می شوند.

تولد یک نام تجاری از طریق معروفیت وشهرت آن شکل می گیرد و نه از طریق تبلیغات

در چنین بازاری، مشتریان به بهترین روش ممکن مقابله می نمایند و با بستن دریچه های ذهنی شان در مقابل هر پیام جدید خود را راحت می کنند. ولی چه چیزی در ذهن شان می ماند؟

زمانی که دامنه تمرکز خود را محدود می سازید، بر قدرت نام تجاری خود می افزایید.

پشت هر محصول موفق، نیتی مبنی بر بهبود زندگی مردم وجود دارد. در‌این مسیر تیم مدیریتی ما شعار «جیف انتخاب مادران نمونه» را به «تفاوت را در جیف مزه کنید» تغییر داد.

ما در دنیایی زندگی می کنیم که همه چیز نه تنها«سریع تر»بلکه،«بیشتر»هم شده است مشاوران بازاریابی سنتی،عرضه کالاهایی بیشتر در همان طبقه کالایی را به منظور ضربه زدن به رقبا،به مراجعان خود توصیه می کنند

پیش بینی جسورانه ی گوردن مور درسال 1965، مانند شلیک اسلحه ای بود که آغاز مسابقه دوی سرعت را اعلام می کرد:«هر ساله تعداد ترانزیستورهای توزیع شده در بازار دو برابر می شود و این در حالی است که قیمت هر ترانزیستور کاهش پیدا می کند و بر سرعت آن افزوده می شود.»

یک تصویر، گویای هزاران عبارت است؛ اما برای برندهایی که تلاش می‌کنند به مشتریان جدید دست پیدا کنند یا مشتریان فعلی خود را راضی نگه دارند، زبان گفتاری و نوشتاری نیز به اندازه هویت بصری در روابط بازاریابی مهم است.

شاید بارزترین مهارت بازاریاب حرفه ای این باشد که بتواند نام ونشان تجاری بوجود بیاورد، از آن حمایت کند و تقویت نماید. نام ونشان تجاری عبارت است از: نام ،عبارت، اصطلاح، علامت، نشانه، نماد یا طرح، یا ترکیبی از اینها،به منظور شناساندن محصولات و خدمات فروشندگان و متمایز ساختن از محصولات رقیب

آنچه می خوانید، برگرفته از مقاله”زندگی، مرگ و احیای برند‌‌ها ” نوشته جاناتان گروکات است. این مقاله مختصر و مفید راه‌های احیا، خود سازگاری و جلوگیری از انقراض برندها را بررسی می‌کند. مطالعه آن به مدیرانی که می‌خواهند وضعیت برند شرکت خود را بررسی و یا آن را احیا کنند و از بحران نجات دهند، توصیه می شود.

شاید پیوسته از خود می پرسید نام تجاری شما برای چه ایجاد شده است و چه اثری از خود به جای می‌گذارد که سایر رقبا قادر به خلق آن نیستند. وقتی دلیل کارکردی روشنی برای خرید یک نام تجاری وجود نداشته باشد، مصرف کننده علاقه خود را به آن از دست می دهد

تصویر ذهنی که یک برند از خود به جا می‌گذارد، نقش بسیار مهمی در جذب و حفظ کارکنان ایفا می کند. در دهه ۱۹۶۰ به واسطه توافقات فی‌مابین دست اندرکاران و براساس مقررات و قوانین بازاریابی، مؤسسات تبلیغاتی در برنامه‌های خود مجاز به نام بردن از دیگر رقبا نبودند. از این‌رو برای ارتقای جایگاه یک محصول و معرفی آن به عنوان محصول ‌برتر در رقابت‌های تبلیغاتی برند مورد نظر را با برند x مقایسه می‌کردند.